تبليغاتX
نگارین
چنگی همه از پرده‌ی عشاق سراید/گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد
یک کار دیگه هست که خیلی دوست دارم انجامش بدم.
و امیدوارم مثل کارهای دیگه، بالاخره یه روزی بتونم انجام بدم.
و اون کار اینه که یه ماشین داشته باشم و راه بیافتم تمام ایران را بگردم. بالا و پایینش را در بیارم.
مخصوصا کویر را دوست دارم با ماشین بگردم. کویر مرکزی.
و شمال غرب را که تبریز و مشکین شهر و ... را دارد.
و دوست دارم یکبار دیگر شوی را ببینم. و گهر را همچنین.
+ نوشته شده در  شنبه 30 آذر1387ساعت 15:27  توسط آشوب  | 

ساقی بده پیمانه ای زان می که بی خویشم کند

بر حسن شـــــــــورانگیز تو عاشق تر از پیشم کند

زان می که در شب های غـــــم،بارد فروغ صبحدم

غافل کند از بیش و کم،فـــــارغ ز تشویشم کنـــــد

نور سحرگاهی دهد،فیضی که می خوای دهـــــد،

با مسکنت،شـــــــاهی دهد،سلطان درویشم کند

ســـــوزد مرا ســـــــــــازد مرا در آتش اندازد مــــــرا

وزمن رهـــــــــــا سازد مرا،بیگانه از خویشم کنــــد

بستاند ای ســـرو سهی،سودای هستی از رهی

یغمـــــــــــــــــا کنـد اندیشه را،دور از بداندیشم کند

 

 بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان  

هر خار مزارم زندش دست به دامان 

+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 21:24  توسط آشوب  |