تبليغاتX
نگارین - دوری از وی نتوان
چنگی همه از پرده‌ی عشاق سراید/گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد
خیلی وقته سراغ حافظ نرفته ام.

بدون حافظ احساس می کنم یه چیزی کم دارم. البته شاید برای هر فارسی زبانی این چنین باشه.

یه فال گرفتم و بیت اول و آخرش را حذف کردم چه جالب.

فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند

غلمان ز روضه حور ز جنت به درکشیم

بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان

غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم

عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان

روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم

سر خدا که در تتق غیب منزویست

مستانه‌اش نقاب ز رخسار برکشیم

کو جلوه‌ای ز ابروی او تا چو ماه نو

گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم

پی نوشت:

چیزی که بعد از خواندنش به ذهنم رسید این بود: می تونیم، می کنیم.

بروبچ حمله!! بریزید تو.

+ نوشته شده در  جمعه 29 تیر1386ساعت 16:13  توسط آشوب  |