تبليغاتX
نگارین - از همه بریده ام
چنگی همه از پرده‌ی عشاق سراید/گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد

کی می شود که دست از سر ما بردارید؟

ما را در این انبوه نعره های هرروزه تان و آمد و شد دیوانه وار تان به حال خود رها کنید.

من با شما غریبه ام. ای ما از پوست و خون و استخوان هم.

رنگ صدای تو با من غریبه است. لحن نگاه تو ناآشنای من.

لازم نیست به فکر ما باشید. ما هزینه اشتباهات و آرزوها و آینده نگری های شما را میدهیم. 

تو فکر نامه‌ی خود کن که می‌پرستان را

سیاه نامه نخواهد گذاشت گریه‌ی تاک

هر کس می تواند برای خودش تصمیم بگیرد. ما خود مان هزینه تصمیم هایمان می پردازیم.

 

من به دنبال فضایی می گردم/ لب بامی/ دل دشتی/ سر کوهی/ که در آنجا نفسی تازه کنم (م.اخوان ثالث). بکشید بیرون بگذارید نفس بکشیم.

نفس رسید به پایان و در قلمرو خاک

 نیافتیم فضای نفس کشیدن دل

پی نوشت:

اشعار از صائب تبریزی.

+ نوشته شده در  جمعه 12 مرداد1386ساعت 13:9  توسط آشوب  |